تبليغاتX
ترانه ی من - رهگذر
وقتی فقط چشمها می بینند و حسرت  همسفر همیشه ی آدم می شود...

 

صدای قلقلِ قلیون منو

حرفای گرم دوتا چشم سیاه

اتوبوس خسته از اون سفر و

شب ِ سردِ  قهوه خونه یِ تو راه

 

خیلی وقت بود دیگه عاشق نبودم

با نگاش راحتیمو ازم ربود

توی دنیای کوچیک من کسی

مث اون ندیده بودم و نبود

 

.................

 

+ نوشته شده در جمعه 1389/01/20ساعت 18:58 توسط سا مهدوی |